خانه / مقالات / تحقیق عوامل خانوادكي تاثیر گذار بر بزهکاری جوانان

تحقیق عوامل خانوادكي تاثیر گذار بر بزهکاری جوانان

مسئله بررسي علمي بزهکاری سالهاست مور
81899325 70410486 تحقیق عوامل خانوادكي تاثیر   گذار بر بزهکاری جوانان
انجام پایان نامه ارشد کامپیوتر

پایان نامه مدیریت,پایان نامه مدیریت,پایان نامه مدیریت

د توجه پژوهشگران قرار گرفته است. متخصصان رشته‌هاي مختلف خاصه روانشناسان، جامعه‌شناسان، پزشكان، حقوقدانان مربيان هر يك از دريچه‌اي به بررسي اين مسئله همت گمارده‌اند.
حاصل اين كوششها و تلاش ها چنانچه از يكسو کمک به روشن كردن اين مسئله است از سوي ديگر نشانگر معضلات و پيچيدگيهاي معرفت اعمالي است كه با عناوين اصطلاحات حقوقي معین مي‌شود ولي بر تاثیر عوامل گوناگون ظهور مي‌كنند واز انگيزه‌هاي مفرق در بسياري موارد ناشناخته سرچشـم ه مي‌گيرند.
درباره علت افزايش بزهکاری در روزگار ما، عقايد مختلفي ابراز شده است؛ مثلاً، پاره‌اي از محققين از ديار جرم و جنايت را در جهان امروز، از اختصاصات جوامع متمدن كنوني دانسته‌اند و معتقدند: به همان نسبتي كه بشر سریع بسوي ترقي و تكامل صنعتي و مادي پيش مي‌رود از معنويت دور مي‌شود نسبت تبهكاري، قانون‌شكني، بزهکاری وارتكاب اعمال ضد اجتماعي گسترش يافته واز سكون آرامش معنوي در اينگونه اجتماعات كاسته مي‌گردد
آدم از لحظه تولد تا دم مرگ به ديگـران وابسته نيازمند است براي زنده ماندن از لحاظ جسمي، اقتصادي به مراقبت ديگـران نياز دارد و به تنهايي مي‌تواند بار مشكلات را به دوش كشد.
همچنين آدم به تنهايي قادر به برآوردن نيزاهاي معنوي نيست، روابط اجتماعي او نتيجه بازتاب كنشهاي متقابل اجتماعي افرادي است كه در كنارش زندگي مي‌كنند.
هنجارهاي اجتماعي قوانين كه ساخته خود بشرند چگونگي روابط رفتارهاي اجتماعي را يقين مي‌كند و محدوديتهايي در زمينه رفتار آدم ي بوجود مي‌آورد و معین مي‌كند كه آدم چه بايد بگويد چه نبايد بگويد، چگونه بينديشد و چگونه رفتار كند.
پس هر كس سعي مي‌كند خود را با هنجارهاي اجتماعي سازگار كند تا جامعه او را به عضويت بپذيرد. اما ممكن است رفتار افراد از هنجارهاي اجتماعي فاصله بگيرد و با آن فرق نمايد حتي با آن مخالف گردد، پس براي مواجهه با اين مشكل نيروهاي خارجي مثل، جريمه، مجازات غيره بوجود آيند تا بتوانند مردم را وادار به پيروي از هنجارهاي اجتماعي گردانند.
اما بايد دانست كه در هر دوره‌اي در هر جامعه‌اي هنجارهاي اجتماعي هر يك مفهوم معناي خاصي داشته هر كدام سير تكاملي ويژه‌اي را پيموده‌اند تا بدين صورت درآمده‌اند.
بديهي است انعام يا مجازات مي‌تواند هنجارهاي اجتماعي را نظام بخشيده وبدان جنبه‌اي پايدار دهد، اما كيفيت هنجارهاي در جوامع بسيار اهميت دارد. زيرا برخي از هنجارها حتمـا ً بايد در جامعه پياده شوند به وهله عمل درآيند، در حاليكه برخي ديگر از هنجارها اکثرا ً جنبه اختياري دارند افراد در پذيرش عدم پذيرش آنها مختارند.
تحقيقات نشان داده كه هنجارهاي اختياري بيش از هنجارهاي اجباري كنش بوجود نمي‌آورد بلكه اين هنجارهاي اجباري است كه واكنشهايي در افراد بوجود آورده و منجر به كجروي در جامعه مي‌گردد.
در جوامع كنوني ارزشها وهنجارهاي معين مشتركي وجود دارند كه افراد آنها را در ذهن خود به صورتهاي مختلف ترسيم مي‌كنند با توجه به خصوصيات فرهنگي خود برداشتهاي مفرق ي نسبت به آنها پيدا مي‌نمايند زيرا در جوامع طبقاتي هر كس بر اساس پاره فرهنگ گروهي طبقه‌اي خود و معيارهاي اهمیت ویِژگزینشه طبقه‌اش نسبت به امور قضاوت مي‌كند.
پاره فرهنگ نيز فرهنگي است در دل فرهنگ بزرگتر، اما در عين حال پاره فرهنگهاي گروه به‌ نوبه خود داراي ارزشها مفاهيم خاصي است.
پاره فرهنگ متناقض فرهنگهاي بزرگتر نمي‌باشد، اما ممكن است ستيزهايي بين پاره فرهنگ فرهنگهاي وسیع ‌تر بوجود ايد، مثلاً : پاره فرهنگ نوجوانان در مورد انواع تفريحات كيفيت لباس پوشيدن، آرايش و چگونگي احترام گذاشتن با گروههاي سني ديگر مفرق است يا اعمالي چون دزدي روابط جنسي غيرقانوني غير طبيعي، استعمال مواد مخدر در ميان گروهي از نوجوانان بصورت هنجار درآمده است، در حاليكه همين اعمال از نظر ديگران‌ غيرقانوني نابهنجار است.
كنشها ذاتاً بخودي اخلاقي بهنجار نابهنجار نيستند بلكه اين افراد و گروههاي اجتماعي هستند كه به پاره‌اي از رفتارها جنبه كجروي مي‌دهند و برخي كارهاي ديگر را بهنجار مي‌دانند پس در موفق يتهاي زماني مكاني مختلف كجرويها معین مي‌شوند.
«بكر» معتقد است: «گروههاي اجتماعي با ايجاد قوانين كه مي‌خواهند از انحراف جلوگيري نمايند باعث پيدايش و افزايش كجروي گشته‌اند.»
موضوع كلي :
تعريف موضوع كلي:
موارد انحرافات اجتماعي يعني رفتار فردي يا گروهي كه با الگوها و هنجارهاي اجتماعي انطباق ندارد، از قرن نوزدهم مورد توجه قرار گرفت. براي انحراف جرم از ديدگاههاي مختلفي تعاريفي شده كه به ذكر بعضي از اين موارد مي‌پردازيم :
تعريف انحراف از ديدگاه روانشناسان: تعاريف زيادي در اين زمينه ارائه شده است از عبارت : كجروي جمله است از: خروج از حالت تعادل رواني رفتاري. انحراف جمله است از : فقدان همسازي و و حدت بين اجزا شخصيت و داشتن رفتاري منحرفانه و تعاريف ديگر كه بر طبـق اين تعاريف به طور كلي فرد كجرو منحرف كسي است كه : نانرمال ، ناميزان، ناسازگار و…
تعريف انحراف از ديدگاه جامعه شناسان: تعاريف زياي در اين زمينه ارائه دشه است از عبارت : انحراف رفتاري است: تبهكارانه، خلاف موازين اجتماعي مورد قبول، كه وجودش جهت دوام نظام و عدالت زيانبخش است. انحراف رفتار كسي است كه : با رفتار میزان مبوسیله افراد اجتماع مبانيت داشته باشد، خواه آن رفتار خوبتر باشد خواه بدتر.
انحراف رفتاري است كه : در ان عدم همنوائي شخص با جامعه باعث ناسازگاري شده و دور از موازين مورد قبول جامعه باشد.
از نظر علماي اخلاق، مذهب حقوقدانان نيز تعاريف ديگري در اين زمينه شده است.
دوركيم (۱۹۱۹ ـ ۱۸۵۸) جامعه‌شناس فرانسوي، فرد عادي (نرمال) را از غير عادي يا پاترلژيك جدا مي‌سازد. ولی پديده‌هايي را كه در جوامع مختلف پيوسته به چشـم مي‌خورد را نيز غير عادي تلقي نمي‌كند زيرا معتقد است كه اين پديده‌ها از ويژگيهاي جامعه است و نبايد آنرا نمونه بمياري اجتماعي تلقي كرد به همين جهت از نظر دور كيم جرم يك پديده عادل جامعه محسوب مي‌شود تمام جوامع داراي جرائم مختلف هستند اين امر ناشي از اعمال ساخت خود جامعه است تنها به زمان يكه تعداد جرائم از يك نسبت معيني تجاوز مي‌كند مي توان گفت كه يك بيماري اجتماعي پديد آمده است و آن پديده مربوط را مي‌توان «غيرعادي» تلقي كرد: اين امر به آن معني است كه اين چنين جامعه‌اي ديگر نمي‌تواند برخي از افراد را طبق معيارهاي موجود بار آورد و آنها را به میزان معمول ارتقا دهد، وقت يكه موارد را از ديدگاه جامعه‌شناسي تجزيه و تحليل مي‌كنيم اين نوع استنباط كاملاً درست و با نظريه دوركيم انطباق دارد، بدين معني كه امر اجتماعي از خارج از طريق القا تقليد به افراد تحميل مي‌شود.
كجروي انحرافاتي كه ريشه رواني يا تني ندارند ناشي از عدم توانايي آموزش اجتماعي و ضعف فشار اجتماعي در قبال كجروان و منحرفان است. نمايشگر اين حقيقت است كه قالبها ومعيارهاي موجود درباره كجروي افراد منحرف کاری نيست قاطعيت ندارد.
از زمان دوركيم تاكنون بررسيهاي انحراافت از ديدگاه جامعه شناسي رواني جامعه‌شناسي از حالت كليت نظريه سازي در آمده بيشتر صورت تحقيقات كلينيكي و باليني يافته درباره موارد زير توافق حاصل شده است:
۱ـ در تمام اجتماعات صرف‌نظر از رژيم سيستم، ضوابط نهادي، افراد يا گروههايي هستند كه كاملاً ارزشمند هاي موجود جامعه‌اي كه بدان بستگي دارند منطبق نيستند گاهي با برخي از آن ارزشها ناسازگاري مي‌يابند و از راهي مي‌روند كه با راه ديپرهزینه اختلاف دارد.
۲- انحراف هميشه بمعني واقعي خطا غلط نيست بلكه جامعه در شرايطي است كه آن را پذيرا نمي‌شود و آسيب مي‌پندارد.
۳- همراه انحرافات فردي انحرافاتي وجود دارد كه ناشي از محيط به معني كلي آن است؛ بدين ترتيب زمان يكه فردي از جامعه معيني بيرون آمده وارد جامعه ديگر مي‌شود ارزشمند ها و پندارهاي حاكم جامعه نمي‌تواند همموسیقی ي يابد و خود را بيگانه حس مي‌كند.
در اين صورت رفتار او نسبت به آن جامعه جنبه انحراف پيدا مي‌كند. تانخواهد در ارزشها پندارهاي پيشين خود تجديد نظر كرده با محيط نو سازگار نشود زندگي جهت او شخت و پيچيده خواهد بود. اين وضع در مورد مهاجران زياد به چشـم مي‌خورد. اين قبيل افراد وقتي در محيط اوليه خويش هستند ، هيچگونه آثار انحرافي درآنها به چشـم نمي‌خورد اما در اثر تحرك مكاني از جائي به جائي، تحرك اجتماعي از جامعه‌اي به جامعه‌اي كجروي و كج‌انديشي پديد مي‌آيد كه ناشي از فنون و رموز زندگي در جامعه نو است. اين وضع در مواقعي كه ارزشهاي نوئي در تاثیر انقلاب صنعتي و ارتباطات جمعي ازجامعه‌اي به جامعه ديگر منتقل مي‌شود.
همچنين به چشم مي‌خورد تا به آنجا كه فرمانبردار ان احساس مي‌كنند بازبینی ات و تغييرات اساسي در جامعه ضرورت دارد تا معيارهاي كند كننده نوآوريها به كنار گذاشته شود و معيارهاي موافق پذيرنده شوند.
۴ـ تاثیر شخصيت‌هاي تاريخي را نبايد در تغييرات تحولات اجتماعي ناديده گرفت برخي از افراد برگزيده جامعه در مواقع بحراني.
رفتار پندار نوئي عرضه مي‌دارند كه با روال جاري جامعه منافات دارد ولی عده‌اي در جامعه با پندار نو موافقت مي‌كنند نوآوريهاي افراد پيشتاز را مي‌پذيرند تا بدانجا كه اين افراد منحرف خود فرمانبردار ي اجتماعي را بدست مي‌گيرند اين امر درمورد برگزيدگان و پيام‌آوران رهبر ان سياسي نظامي زياد به چشـم مي‌خورد.
۵ـ با تمام نظريه‌هاي موجود درباره انحرافات شناسايي قدرت مهاركننده جامعه و نيروهاي دگرگون‌كننده ارزشها ايجاب مي‌كند كه تحقيقات علمي و باليني درمورد افراد و گروههاي ناسازگار بعمل آيد تا ريشه هاي مثبت يا منفي ناسازگاريها كشف و چاره‌اي ضروری صورت پذيرد ولي جهت رسيدن به اين مقصود بايد قبلاً انواع انحرافات را شناخت.
معيارهايي براي انحراف :
آيا معيار و ملاكي براي انحراف وجود دارد؟ قانون است؟ كدام قانون؟ در كجاي اين جهان ؟ و در چه عصر زماني؟ از نظر كلي چه رفتاري عادي و كدام رفتار منحرفانه است؟ معمولا ً جهت معرفت سلامت يا بيماري اجتماعي چه معيارها و ملاكي در دست است؟ …
در جواب به اين سئوالات بايد گفت : هنوز يك چارچوب كي و بين المللي براي معرفت انحراف يا معيارهاي كلي جهت كشف و پيشگيري آن در دست نيست.
اختلاف فكر و رأي در اين رابطه از ديدگاه علماي مختلف زياد است. معيارهاي عرضه شده در جوامع مختلف؛ مفرق ، در شرايط زماني مكاني داراي تفاوت ، و در فرهنگهاي گوناگون متنوع است. حتي هنوز در سطح بين المللي معياري نيست كه بر طبـق آن داوري شود چه رفتاري شرافتمندانه و چه رفتاري منحرفانه است.
جامعه‌شناسان، حقوقدانان ، روانشناسان، پيروان مذاهب اخلاق به ان پاسخهاي مختلفي داده‌اند كه ما عمده نظارت آنها را ذكر مي‌كنيم:

ملاك اكثريت :
ملاك آماري نيز مي‌گويند. اين آموزش فكر اين است رفتارهايي كه در جهت اكثريت بوده و يا با آن مغايرت داشته باشد كجروي يا انحراف است، ‌حتي مي‌گويند: بسياري از رفتارها اگر بصورت فردي صورت گيرد انحراف، و چنانچه بصورت جمعي صورت گيرد عملي عادي و شرافتمندانه است، مثل آدم ‌كشي در كوچه خانه همين امر در ميدان جنگ، اگر اين ديد را بپذيريم، ناگزيريم در نظر بگيريم كه در هرجامعه‌اي دو دسته افراد منحرف در دو قطب مثبت و منفي ديده مي‌شوند.
در قطب مثبت اقليتي از پژوهشگران ، انديشمندان، صاحبنظران، مصلحان، انقلابيون، صديقين حتي انبياء را مي‌توانيم ببينيم كه مشي خلاف مشي اكثريت جامعه را دارند.
در قطب منفي اقليت مجرمان. خائنان جنايتكاران را مي‌بينيم كه باز مشي‌شان خلاف مشي اكثريت جامعه است.
در بررسي اين نظر بايد گفت: پذيرش چنين معياري براي انحراف اشكالات متعددي را در پي دارد. زيرا گفتيم كه ناگزير بايد پاكان و نوابغ و حتي انبياي الهي را كجرو خواند طبيعتاً از معرفت عوامل كجروي كه مبتني بر كيفيت منابع آن است دور مي‌مانيم جبراً بايد اكثريت هر جامعه را بر حق بدانيم چنانچه چه از حق روي گردان باشند و از همگان بخواهيم كه فعالی ت اجتماعي خود را به پيروي از فعالی ت ديگـران انجام دهند و درچنان صورتي هيچگاه نبايد منتظر وقوع تحول و سازندگي در جامعه‌اي بود.
۲- ملاك قانون دولت :
مي‌گويند ملاك سلامت يا انحراف افراد تبعيت و يا گريز از قانون است. آنكس كه قوانيني را زير پا مي‌گذارد يا از ضوابط آن تخطي مي‌كند متخلف يا كجروست. زمامداران مسئولان جامعه، حقوقدانان سعي دارند چنين معياري را به مردم بقبولانند سازگاري ناسازگاري را بر اين اساس توجيه مي‌كنند.
در بررسي اين معيار بايد گفت اين درست نيست كه زير پا گذاشتن هر قانوني انحراف كجروي به حساب آيد زيرا چه بسيارند كه ظالمانه بوده و از سوي عده‌اي قدرتمند تهيه و برمردم تحميل شده‌اند؛ مثل قانون‌هاي نژادي و يا كاسيت را مي‌توان نام برد.

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

افزایش بازدید و بهبود رتبه الکسا

افزایش بازدید و بهبود رتبه الکسا افزایش بازدید و بهبود رتبه الکسا الکسا برای کاربران …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس